مسعود بهزادي نسب متولد سال ۱۳۶۹ در شيراز و فرزند اول يك خانواده چهارنفره است. پدرش كارمند بخش خصوصي و مادرش خانهدار است.
او دانشآموز دبيرستان نمونه دولتي «ابن سينا» شيراز است كه در كنكور رياضي رتبه دوم را كسب كرد. مسعود معتقد است كه رياضيات باعث شده تا به مسائل بهتر و دقيقتر نگاه كند.
● گفتوگو با مادر
از نظر معنوي و مادي چه شرايطي را براي فرزندتان فراهم ميكرديد؟
از شش – هفت ماهگي كتاب دستش ميدادم و مرتب براي او كتاب ميخواندم. اگرچه من و پدرش فرهنگي نبوديم اما جو خانه ما هميشه يك جو فرهنگي بود. از سهسالگي كه به مهد كودك ميرفت، پيگير كارهايش بودم و هميشه عضو انجمن مدرسه ميشدم. براي درس خواندن اصلاً به مسعود فشار نميآوردم و به او ميگفتم كه هر نمرهاي را كه كسب كند برايم باارزش است چون تلاش ميكند و تلاش اوست كه برايم مهم است. او خيلي بادقت بود و به حرف معلمهايش خيلي توجه ميكرد. از بچگي هرچه ميخواست سريع در اختيارش نميگذاشتم تا لذت به دست آوردن آنها را حس كند چون بچهاي كه همه چيز دارد، ديگر تلاش نميكند.
چطور فرزندتان را تشويق ميكرديد؟
تشويق ما فقط با ماديات نبود. تشويق كلامي و مطرح كردن او در جمع، روشهايي بود كه من از آنها استفاده ميكردم. مسعود هم پسر قانع، وظيفهشناس و پرتلاشي بود. خصوصاً اين دوسه سال اخير خيلي تلاش كرد.
وقتي فهميديد كه رتبه دوم رياضي را كسب كرده چه احساسي داشتيد؟
از قبل حدس ميزدم چون در آزمونهاي آزمايشي رتبههاي خوبي كسب ميكرد. يكبار هم در آزمون سنجش نفر اول در كشور شد. بعد از كنكور هم درصدهاي بالايي داشت اما ما بازهم اضطراب داشتيم چون نميدانستيم كه بقيه چه كار كردهاند. ولي وقتي از سنجش زنگ زدند و خبر دادند، دو ركعت نماز شكر خواندم.
● گفتوگو با پدر
به نظر شما چه خصوصيتي باعث شد تا فرزندتان به اين موفقيت برسد؟
او از همان اوان كودكي مستقل بود. ارادهاي قوي داشت و خودش اقدام به تصميمگيري ميكرد. از روزي هم كه به مدرسه رفت، به صورت خودكار تلاش ميكرد و خيلي شوق درسخواندن داشت. اراده و پشتكار او ما را اميدوار كرده بود كه فرد موفقي خواهد بود. خصوصاً امسال كه پيشدانشگاهي بود، تمام درسها را با دقت و پشتكار مطالعه ميكرد و به لطف خدا نتيجه خوبي هم گرفت.
شما چگونه به او انگيزه ميداديد و او را تشويق ميكرديد؟
ما به او فشار نميآورديم. مسعود خودش برنامه ريزي ميكرد. ما هم او را تشويق ميكرديم. اگر كتابي ميخواست سريعاً مهيا ميكرديم. معلم فيزيك و رياضي داشت و در برخي كلاسها هم شركت ميكرد.
وقتي متوجه موفقيت فرزندتان شديد، چه احساسي داشتيد؟
خوشحال شدم چون بالاخره نتيجه گرفت و زحماتش بيهوده نبود. خدا را شكر ميكنم.
چطور شد به رشته رياضي علاقهمند شديد؟
از ابتدايي و راهنمايي به رياضي علاقه داشتم.
روزي چند ساعت مطالعه ميكرديد؟
در دوره پيشدانشگاه، روزهاي مدرسه، چهار الي پنج ساعت و روزهاي ديگر بين ۱۰ الي ۱۲ ساعت درس ميخواندم.
از چه زماني به طور جدي براي كنكور درس خوانديد؟
از مردادماه سال ۸۷
موقع كنكور چه احساسي داشتيد؟
اول استرس داشتم ولي بعد از گذشت حدود ۲۰ دقيقه خيالم راحت شد. سؤالات نسبت به سالهاي قبل مفهوميتر و سخت تر شده بود ولي ميتوانستم آنها را جواب بدهم.
بعد از كنكور چه احساسي داشتيد، فكر ميكرديد رتبه دوم را بياوريد؟
خوشحال بودم. مخصوصاً بعد از اين كه جوابها را ديدم، چون غلط كم داشتم حدس ميزدم كه رتبهام تك رقمي بشود.
چه كسي اين خبر را به شما داد؟
روز قبل از اين كه از سنجش به من زنگ بزنند، دوستم گفت اعلام شده نفر دوم از شيراز هستم. دوستانم هم ميگفتند كه من نفر دوم شدهام. روز بعد هم از سازمان سنجش زنگ زدند و اين خبر را دادند.
عكسالعمل اطرافيانتان چگونه بود؟
خانواده من مطمئن بودند كه من رتبه خوبي را كسب ميكنم و وقتي فهميدند خيلي برايشان عجيب نبود ولي خيلي خوشحال شدند.
علت موفقيتت را در چه ميدانيد؟
اول از همه لطف خدا و بعد تلاش خودم و كمك پدر و مادرم.
نقش خانواده در كسب موفقيت شما چگونه بود؟
خيلي زياد، آنها شرايط خانه را آرام كرده بودند تا من درس بخوانم، رفت وآمدها هم كم شده بود. آنها حتي كمتر تلويزيون نگاه ميكردند تا من راحتتر درس بخوانم و موقعي كه در كنكور آزمايشي رتبه خوبي نميآوردم به من آرامش ميدادند. از كلاس اول ابتدايي هم هميشه مرا تشويق ميكردند و به من انگيزه ميدادند.
براي دانش آموزاني كه قصد شركت در كنكور را دارند، چه توصيهاي داريد؟
از همين الان شروع كنند چون هنوز ديرنشده دروس رياضي و فيزيك را مفهومي بخوانند. بهتر است درس هر روز را هم همان روز مطالعه كنند.
چه خصوصيتي در پدر و مادرتان وجود دارد كه از آن الگو گرفتهايد.
مهرباني، صبور بودن و كمك به ديگران.
تأثير رشته رياضي در زندگي شما چگونه است؟
باعث شده تا مسائل را بهتر و دقيقتر نگاه كنم و با مسائل احساسي برخورد نكنم.
قصد داريد در چه رشتهاي ادامه تحصيل بدهيد؟
رشته مكانيك دانشگاه شريف.